سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

18

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

او از فضل بن دكين از قول عيسى بن عبد الرّحمن سلمى به نقل از ابو اسحاق مىگويد : رسول خدا ( ص ) به عقيل فرمود : « اى ابو يزيد من تو را به دو جهت دوست دارم يكى به خاطر خويشاونديت و ديگر به خاطر آن محبّتى كه عمويم نسبت به تو داشت » . وى فرزندانى در مدينه داشت و در آنجا سرايى داشت و از جمله فرزندان وى يزيد بود كه كنيه‌اش از نام وى است و از جمله سعيد بود كه مادر اين دو ، امّ سعيد دختر عمرو از قبيله بنى صعصعه است و جعفر اكبر و ابو سعيد ( ابو سعيد نام اوست ) كه احول بود ، مادر اين دو ، امّ البنين از قبيله كلاب است و مسلم ؛ همان كسى كه حسين ( ع ) او را به كوفه فرستاد و ابن زياد او را به قتل رساند . و عبد اللّه ، عبد الرّحمن ، على ، جعفر ، حمزه ، محمد ، رمله ، ام هانى ، فاطمه ، امّ قاسم ، زينب ، امّ نعمان و جعفر اصغر فرزندانى از چندين مادر بودند . ( 1 ) عقيل منزلهاى بنى هاشم را در مكه خريده بود و رسول خدا ( ص ) در اين باره فرمود : « آيا عقيل براى ما خانه‌اى فروگذار كرده است ؟ » طالب و عقيل وارث پدرشان شدند ولى جعفر و على چون مسلمان بودند ارث نبردند ، داماد و دختر وى : امّ هانى كه به قول ابن سعد نامش جعده و به قولى فاخته و به قولى هند بود و اين بانو همان كسى است كه رسول خدا - در يوم الفتح - نماز عيد قربان را در منزل وى هشت ركعت خواند اين حديث را بخارى و مسلم در صحيح خود از قول وى نقل كرده‌اند كه گفت : سال فتح مكه به خدمت پيغمبر ( ص ) رفتم ، ديدم غسل مىكند و فاطمه به وسيلهء جامه‌اى او را پوشش داده است . به آن حضرت سلام دادم ، پرسيد : « اين كيست ؟ » عرض كردم : من امّ هانى دختر ابو طالبم . فرمود : « خوش آمدى » چون از غسل فارغ شد به پا خاست و هشت ركعت نماز در جامه‌اى كه به خود پيچيده بود اقامه كرد و چون از نماز فارغ شد عرض كردم : يا رسول اللّه برادرم على معتقد است كه با مردى جنگيده است كه پناهندهء فلانى است - يعنى پناهندهء هبيره همسر امّ هانى - پيامبر ( ص ) فرمود : « به هر كه او پناه داده باشد من پناه داده‌ام . » امّ هانى گفت : اين لطفى است از طرف شما . در بعضى روايات صحيح آمده است كه آن مرد در خانهء امّ هانى بود . زهرى مىگويد : آن كسى را كه پناه داده بود ، همسر خود امّ هانى ، ابو وهب هبيرة بن عمرو بن عايد مخزومى بود كه در نجران مشرك از دنيا رفت و بعضى گفته‌اند شخص ديگرى بوده است . ( 2 ) امّا امّ هانى به مدينه مهاجرت كرد و هنگامى كه خلافت به على ( ع ) رسيد ، جعده پسر